خطايى ، على اكبر

35

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

كردن و به انواع اهل جرمش گفته شود . فصل « 1 » - در بيان مهندسان قانون ايشان و بر انواع قتل و قصاص صورت دادن ايشان . فصل - در بيان تفتيش خاقان چين به نفس خود سالى يك بار مر خونيان را تا سه سال ، زيرا كه امروز كشتنى را بعد از سه سال بكشند و چندين هزار آدم را در تمام خطاى در يك روز قتل كنند و آن روز منتشر شده است به حساب تقويم « 2 » ، و سرهاى مقتولان را هريك در صندوقچهء جداگانه كردن و سالى يك بار گروه گروه دفع كردن زندانيان سه ساله گفته شود . « 3 » باب هشتم در بيان سالى يك بار عيد كردن چينيان در تحويل چلهء دى « 4 » و سالى يك بار در آن روز دعوت و توى دادن خاقان بر امرا و لشكر خاصه را و ايلچيان را كه از اطراف و جوانب عالم آمده‌اند ، و در آن توى خاقان بر تخت اژدرها پيكر ننشيند و بر نيم تختى نشيند و به آوازها و سازهاى غريب عيش و نوش كردن و خلق را در نظر خود بر سر شيره‌ها نشاندن « 5 » [ گفته شود . ] باب نهم در بيان دوازده قسم بودن ملك خطاى ، و نام هر قسم چيست [ و نام شهرهاى آن قسم چيست و از هر قسم ] چه متاع حاصل شود مثل مشك و ريوند و فغفورى و مرواريد و ياقوت و زر و نقره و غيره [ و كيفيت آن . ] باب دهم [ 5 ب ] در بيان توى و تعظيم عيش و نوش در ميان درختان كه سرو بر ايشان هم آغوش شده ، باغچه‌هاى روان الوان به الوان ، عرقها و ميها كه از برنج سازند ، و درخت فروشهاى ايشان موزون شاخچه‌بندى كرده ، و نعمتها و گلهائى كه مخصوص آن ممالك است ، و مثل امنيت او در ماسواى او نيست گفته شود . « 6 » باب يازدهم در بيان [ خرابات زنان و ] خراباتيان و استسقا مخصوص خراباتيان بودن [ و ] تعلق‌دار پادشاه و كس پادشاهى وزر پادشاهى به خرابات نارفتن ، و كسانى كه

--> ( 1 ) - س : ندارد ( 2 ) - س : از « تا سر سال » تا اينجا را ندارد ( 3 ) - س : « گفته شود » ندارد ( 4 ) - س : زمستان ( 5 ) - س : از « و در آن توى » تا اينجا را ندارد ( 6 ) - س : بيان كرده شود .